جان توجه به روی مه وش کرد - ادبستان شعر پارسی % %

جان توجه به روی مه وش کرد

خواجوی کرمانی – غزل شماره 308

جان توجه به روی مه وش کرد

دل تمسّک به زلف دلکش کرد

مهر رویش که آب آتش برد

خاک بر دست آب و آتش کرد

آنک کارم چو طرّه بر هم زد

همچو زلفم چرا مشوش کرد

ابرویش تا چه شد که پیوسته

برمه و مشتری کمانکش کرد

هر خدنگی که غمزه اش بگشود

نسبتش دل به تیر آرش کرد

مردم دیده ام به خون جگر

صفحه ی چهره را منقّش کرد

روز خواجو به روی او خوش بود

خوش نبود آنک رفت و شب خوش کرد

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤