
خواجوی کرمانی – غزل شماره 125
این باد کدام است که از کوی شما خاست
وین مرغ چه نام است که از سوی سبا خاست
باد سحری نکهت مشک ختن آورد
یا بویی از آن سلسله ی غالیه سا خاست
گویی مگر انفاس روان بخش بهشت است
این بوی دلاویز که از باد صبا خاست
برخاسته بودی و دل غمزده می گفت
یا رب که قیامت ز قیام تو چرا خاست
بنشین نفسی بو که بلا را بنشانی
زان رو که ز بالای تو پیوسته بلا خاست
شور از دل یکتای من خسته برآورد
هر فتنه و آشوب کز آن زلف دو تا خاست
این شمع فروزنده ز ایوان که افروخت
وین فتنه ی نوخاسته آیا ز کجا خاست
از پرده برون شد دل پر خون من آن دم
کز پرده سرا زمزمه ی پرده سرا خاست
خواجو به جز از بندگی حضرت سلطان
کاری نشیندیم که از دست گدا ساخت



