آن لحظه که سرمست من بی سر و پای - ادبستان شعر پارسی % %

آن لحظه که سرمست من بی سر و پای

خواجوی کرمانی – رباعی شماره 379

آن لحظه که سرمست من بی سر و پای

زان پرده سرا برون شدم پرده سرای

گفتم که ز پایه پای بر چرخ نهم

پایم بشد از جا و بماندم بر جای

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤