اگر چه عرض هنر پیش یار بی‌ادبی ست-همراه با معنی و تفسیر - ادبستان شعر پارسی ❤️

اگر چه عرض هنر پیش یار بی‌ادبی ست-همراه با معنی و تفسیر

اگر چه عرض هنر پیش یار بی‌ادبی ست


حافظ-غزل شماره 64

 

اگر چه عرض هنر پیش یار بی‌ادبی ست

زبان خموش ولیکن دهان پر از عربی ست

پری نهفته رخ و دیو در کرشمه ی حسن

بسوخت دیده ز حیرت که این چه بوالعجبی ست

در این چمن گل بی خار کس نچید آری

چراغ مصطفوی با شرار بولهبی ست

سبب مپرس که چرخ از چه سفله پرور شد

که کام بخشی او را بهانه بی سببی ست

به نیم جو نخرم طاق خانقاه و رباط

مرا که مصطبه ایوان و پای خم طنبی ست

جمال دختر رز نور چشم ماست مگر

که در نقاب زجاجی و پرده ی عنبی ست

هزار عقل و ادب داشتم من ای خواجه

کنون که مست خرابم صلاح بی‌ادبی ست

بیار می که چو حافظ هزارم استظهار

به گریه ی سحری و نیاز نیم شبی ست

 


معنی بیت های نخستین

1. اگر چه عرض هنر پیش یار بی‌ادبی ست / زبان خموش ولیکن دهان پر از عربی ست:
گرچه نمایش هنر در حضور معشوق، نوعی بی‌ادبی است، اما زبانم هرچند خاموش، دهانم پر از سخنان عاشقانه (عربی=اشاره به زبان دل) است. سکوت من هم‌زبانِ فریادِ عشقی است که در سینه دارم.

2. پری نهفته رخ و دیو در کرشمه ی حسن / بسوخت دیده ز حیرت که این چه بوالعجبی ست:
همچون پری که رخسارش پنهان است و همچون دیوی که در ناز و افسون است، این ترکیبِ حیرت‌انگیزِ زیبایی و فتنه، چشمانم را از تعجب سوخته است! این چه شگفتیِ противо‌نماست؟

3. در این چمن گل بی خار کس نچید آری / چراغ مصطفوی با شرار بولهبی ست:
در این باغِ زندگی، هیچ‌کس گلی بدون خار نچیده است. حتی چراغِ روشن‌گرِ مصطفوی (حضرت محمد) نیز با شرری از آتشِ بولهب (نمادِ دشمنی) همراه است. در هر نوری، سایه‌ای از رنج هست.

4. سبب مپرس که چرخ از چه سفله پرور شد / که کام بخشی او را بهانه بی سببی ست:
نپرس چرا آسمانِ بی‌انصاف، نااهلان را پرورش می‌دهد؛ زیرا بخشش‌های بی‌حسابش، بهانه‌ای بی‌منطق دارد. گردشِ روزگار، خود سرّی ناگشودنی است.

معنی بیت های پایانی

5. به نیم جو نخرم طاق خانقاه و رباط / مرا که مصطبه ایوان و پای خم طنبی ست:
من که ایوانِ می‌نوشی و پایِ خمِ شراب دارم، طاقِ خانقاه و رباط (جایگاهِ زاهد و مسافران) را به نیم‌جو هم نمی‌خرم! راهِ من، راهِ می و مستی است، نه ریاضتِ خشک.

6. جمال دختر رز نور چشم ماست مگر / که در نقاب زجاجی و پرده ی عنبی ست:
زیباییِ دخترِ رز (شراب) روشنیِ چشمِ ماست؛ گویی در پشتِ پرده‌ای از بلور و جامِ شرابِ ارغوانی نهفته است. شراب، همان معشوقِ پنهان در جام است.

7. هزار عقل و ادب داشتم من ای خواجه / کنون که مست خرابم صلاح بی‌ادبی ست:
ای خواجه! روزی هزاران عقل و ادب داشتم، اما اکنون که مستِ بی‌خودم، تنها صلاحم در بی‌ادبی است! مستی، مرا از قیدِ تکلف‌های دنیوی رهانیده.

8. بیار می که چو حافظ هزارم استظهار / به گریه ی سحری و نیاز نیم شبی ست:
شراب بیاور، زیرا منِ حافظ، هزاران پشتوانه‌ی معنوی دارم: از گریه‌های سحرگاهی تا نیازهای نیمه‌شب. این‌همه راز و نیاز، مرا شایستهٔ می‌سازد.


تفسیر شعر

 


غزلیات حافظ شیرازی – ادبستان شعر پارسی

واژگان دشوار : مصراع بیت ها ابیات تحلیل بررسی همراه با معنا مفهوم شعر شرح کامل.

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤