عیشم مدام است از لعل دلخواه

حافظ-غزل شماره 417
عیشم مدام است از لعل دلخواه
کارم به کام است الحمدلله
ای بخت سرکش تنگش به بر کش
گه جام زر کش گه لعل دلخواه
ما را به رندی افسانه کردند
پیران جاهل شیخان گمراه
از دست زاهد کردیم توبه
وز فعل عابد استغفرالله
جانا چه گویم شرح فراقت
چشمی و صد نم جانی و صد آه
کافر مبیناد این غم که دیده ست
از قامتت سرو از عارضت ماه
شوق لبت برد از یاد حافظ
درس شبانه ورد سحرگاه
معنی و تفسیر بیت های نخستین:
1.عیشم مدام است از لعل دلخواه / کارم به کام است الحمدلله:
حافظ در این بیت از عیش مدام (لذت دائمی) سخن میگوید که از لعل دلخواه (لبهای معشوق) به دست میآید. او میگوید که کارش به کام (موفق) است و خدا را شکر میگوید. این بیت نشاندهندهٔ این است که عشق معشوق باعث لذت و موفقیت است.
2.ای بخت سرکش تنگش به بر کش / گه جام زر کش گه لعل دلخواه:
در این بیت، حافظ از بخت سرکش (تقدیر ناسازگار) سخن میگوید و میگوید که آن را تنگ (محدود) کن. او میگوید که گاهی جام زر (شراب طلایی) و گاهی لعل دلخواه (لبهای معشوق) را بکش. این بیت نشاندهندهٔ این است که عشق و شراب باعث آرامش در برابر تقدیر ناسازگار میشود.
3.ما را به رندی افسانه کردند / پیران جاهل شیخان گمراه:
حافظ در این بیت از رندی (بیقیدی) سخن میگوید و میگوید که پیران جاهل (نادان) و شیخان گمراه (عالمهای گمراه) او را به افسانه (داستان) تبدیل کردهاند. این بیت نشاندهندهٔ این است که عالمان نادان و گمراه، رندی را تحریف کردهاند.
معنی و تفسیر بیت های پایانی:
4.از دست زاهد کردیم توبه / وز فعل عابد استغفرالله:
در این بیت، حافظ از زاهد (عارف ریاکار) و عابد (پرستنده) سخن میگوید و میگوید که از دست زاهد توبه کردهاند و از فعل عابد استغفار (طلب آمرزش) میکنند. این بیت نشاندهندهٔ نقد حافظ به ریاکاری و عبادت ظاهری است.
5.جانا چه گویم شرح فراقت / چشمی و صد نم جانی و صد آه:
حافظ در این بیت از جانا (معشوق) سخن میگوید و میپرسد که چه بگوید تا شرح فراق (جدایی) او را بیان کند. او میگوید که چشمی پر از اشک و جانی پر از آه دارد. این بیت نشاندهندهٔ درد فراق و جدایی است.
6.کافر مبیناد این غم که دیده ست / از قامتت سرو از عارضت ماه:
در این بیت، حافظ از غم سخن میگوید و میگوید که کافر (بیدین) این غم را ندیده است. او میگوید که قامت معشوق مانند سرو و عارض (چهره) او مانند ماه است. این بیت نشاندهندهٔ جمال بینظیر معشوق است.
7.شوق لبت برد از یاد حافظ / درس شبانه ورد سحرگاه:
حافظ در این بیت از شوق لب (لبهای معشوق) سخن میگوید و میگوید که این شوق درس شبانه و ورد سحرگاه (ذکر صبحگاهی) او را از یاد برده است. این بیت نشاندهندهٔ این است که عشق معشوق باعث فراموشی عبادتهای رسمی میشود.
غزلیات حافظ شیرازی – ادبستان شعر پارسی
واژگان دشوار : مصراع بیت ها ابیات تحلیل بررسی همراه با معنا مفهوم شعر شرح کامل.



