بنفشه دوش به گل گفت و خوش نشانی داد

حافظ-غزل شماره 113
بنفشه دوش به گل گفت و خوش نشانی داد
که تاب من به جهان طره ی فلانی داد
دلم خزانه ی اسرار بود و دست قضا
درش ببست و کلیدش به دلستانی داد
شکسته وار به درگاهت آمدم که طبیب
به مومیایی لطف توام نشانی داد
تنش درست و دلش شاد باد و خاطر خوش
که دست دادش و یاری ناتوانی داد
برو معالجه ی خود کن ای نصیحت گو
شراب و شاهد شیرین که را زیانی داد
گذشت بر من مسکین و با رقیبان گفت
دریغ حافظ مسکین من چه جانی داد
معنی بیت های نخستین
1. بنفشه دوش به گل گفت و خوش نشانی داد / که تاب من به جهان طره ی فلانی داد:
بنفشه دیروز با گل سخن گفت و رازی زیبا را فاش کرد: «من تمام زیبایی و طراوتم را از گیسوی آن یار دارم. این بیت نشان میدهد که همه زیباییهای طبیعت، یادآور جمال معشوق هستند.
2. دلم خزانه ی اسرار بود و دست قضا / درش ببست و کلیدش به دلستانی داد:
دل من گنجینهای از رازها بود، اما تقدیر درِ آن را بست و کلیدش را به دلدادهای دیگر سپرد. حافظ در این بیت به ناگوار بودن تقدیر اشاره میکند که گاه عشق را به دیگری میسپارد.
3. شکسته وار به درگاهت آمدم که طبیب / به مومیایی لطف توام نشانی داد:
منِ شکستهدل به درگاه تو آمدم، چرا که طبیبِ جان، مرهم مهر و لطف تو را به من نشان داد. این بیت بیانگر امید عاشق به درمان دردها با محبت معشوق است.
معنی بیت های پایانی
4. تنش درست و دلش شاد باد و خاطر خوش / که دست دادش و یاری ناتوانی داد:
سلامتی و شادی از آن کسی باد که دست یاری به سوی ناتوانان دراز کرد. حافظ در این بیت قدردانی خود را از انسانهای نیکوکار و کمکرسان بیان میکند.
5. برو معالجه ی خود کن ای نصیحت گو / شراب و شاهد شیرین که را زیانی داد:
ای واعظ پنددهنده، برو و درد خود را درمان کن! شراب و یار شیرین چه آسیبی به کسی رساندهاند؟ این بیت پاسخ تند حافظ به ریاکاران است که عشق و مستی را محکوم میکنند.
6. گذشت بر من مسکین و با رقیبان گفت / دریغ حافظ مسکین من چه جانی داد:
معشوق از کنار منِ بیچاره گذشت و به رقیبان گفت: حافظِ مسکین چه جانِ فدایی به من داده است! این بیت نشاندهنده بیاعتنایی معشوق و رنج عاشق است.
تفسیر شعر
غزلیات حافظ شیرازی – ادبستان شعر پارسی
واژگان دشوار : مصراع بیت ها ابیات تحلیل بررسی همراه با معنا مفهوم شعر شرح کامل.



