شراب و عیش نهان چیست کار بیبنیاد

حافظ-غزل شماره 101
شراب و عیش نهان چیست کار بیبنیاد
زدیم بر صف رندان و هر چه بادا باد
گره ز دل بگشا وز سپهر یاد مکن
که فکر هیچ مهندس چنین گره نگشاد
ز انقلاب زمانه عجب مدار که چرخ
از این فسانه هزاران هزار دارد یاد
قدح به شرط ادب گیر زانکه ترکیبش
ز کاسه ی سر جمشید و بهمن است و قباد
که آگه ست که کاووس و کی کجا رفتند
که واقف است که چون رفت تخت جم بر باد
ز حسرت لب شیرین هنوز میبینم
که لاله میدمد از خون دیده ی فرهاد
مگر که لاله بدانست بیوفایی دهر
که تا بزاد و بشد جام می ز کف ننهاد
بیا بیا که زمانی ز می خراب شویم
مگر رسیم به گنجی در این خراب آباد
نمیدهند اجازت مرا به سیر سفر
نسیم باد مصلا و آب رکن آباد
قدح مگیر چو حافظ مگر به ناله ی چنگ
که بستهاند بر ابریشم طرب دل شاد
معنی بیت های نخستین
1. شراب و عیش نهان چیست کار بیبنیاد / زدیم بر صف رندان و هر چه بادا باد:
شرابخواری و عیاشی پنهانی کاری بیاساس و بیهوده است. ما به جمع رندان پیوستیم و هرچه خواهد پیش آید، بگذار باد. حافظ در این بیت به بیثباتی دنیا اشاره میکند و انتخاب آگاهانهٔ راه رندان (اهل دل) را بیان مینماید.
2. گره ز دل بگشا وز سپهر یاد مکن / که فکر هیچ مهندس چنین گره نگشاد:
گره از دل بگشای و از گردش روزگار غم مخور، چرا که هیچ خردمندی نتوانسته چنین گرههایی (مشکلات زندگی) را بگشاید. این بیت دعوت به رهایی از دلمشغولیهای دنیوی و پذیرش تقدیر است.
3. ز انقلاب زمانه عجب مدار که چرخ / از این فسانه هزاران هزار دارد یاد:
از دگرگونیهای زمانه در شگفت مباش، چرا که فلک از این داستانها هزاران هزار به یاد دارد. حافظ در اینجا بر بیثباتی دنیا و تکرار تاریخ تأکید میکند.
4. قدح به شرط ادب گیر زانکه ترکیبش / ز کاسه ی سر جمشید و بهمن است و قباد:
جام می را با ادب بگیر، زیرا این جام از کاسهٔ سر پادشاهانی چون جمشید و بهمن و قباد ساخته شده است. این بیت اشاره به گذرا بودن قدرت و شکوه دنیوی دارد.
5. که آگه ست که کاووس و کی کجا رفتند / که واقف است که چون رفت تخت جم بر باد:
کیست که بداند کاووس و کی (پادشاهان افسانهای) به کجا رفتند؟ چه کسی میداند چگونه تخت با عظمت جمشید نابود شد؟ حافظ در این بیت بر ناپایداری جاه و مقام دنیوی تأکید میکند.
معنی بیت های پایانی
6. ز حسرت لب شیرین هنوز میبینم / که لاله میدمد از خون دیده ی فرهاد:
از حسرت لب شیرین (معشوق) هنوز میبینم که لالهها از خون چشمان فرهاد میرویند. این بیت اشاره به داستان عشق فرهاد و شیرین دارد و حسرت حافظ را نشان میدهد.
7. مگر که لاله بدانست بیوفایی دهر / که تا بزاد و بشد جام می ز کف ننهاد:
گویی لاله از بیوفایی دنیا آگاه بود که از هنگام تولد تا مرگ، جام می را از دست ننهاد. حافظ در این بیت لاله را نماد آگاهی از ناپایداری دنیا میداند.
8. بیا بیا که زمانی ز می خراب شویم / مگر رسیم به گنجی در این خراب آباد:
بیا تا زمانی با می خود را فراموش کنیم، شاید در این جهان ویرانه به گنجی (حقیقت) دست یابیم. این بیت دعوتی است به رهایی از خود و رسیدن به حقیقت.
9. نمیدهند اجازت مرا به سیر سفر / نسیم باد مصلا و آب رکن آباد:
اجازهٔ سفر به من نمیدهند، ای باد مصلا و ای آب رکنآباد (مناظر شیراز). حافظ در این بیت از ماندن در وطن با وجود میل به سفر میگوید.
10. قدح مگیر چو حافظ مگر به ناله ی چنگ / که بستهاند بر ابریشم طرب دل شاد:
جام می را مانند حافظ مگیر مگر با نوای چنگ، چرا که نغمههای چنگ دلهای شاد را به وجد میآورد. این بیت بر همراهی موسیقی و شراب در رسیدن به حال خوش تأکید دارد.
تفسیر شعر
غزلیات حافظ شیرازی – ادبستان شعر پارسی
واژگان دشوار : مصراع بیت ها ابیات تحلیل بررسی همراه با معنا مفهوم شعر شرح کامل.



