ماهی که قدش به سرو می‌ماند راست (معنی+تفسیر) - ادبستان شعر پارسی

ماهی که قدش به سرو می‌ماند راست (معنی+تفسیر)

ماهی که قدش به سرو می‌ماند راست


حافظ-رباعی شماره 4

ماهی که قدش به سرو می‌ماند راست

آیینه به دست و روی خود می‌آراست

دستارچه‌ای پیشکشش کردم گفت

وصلم طلبی زهی خیالی که توراست

 


معنی بیت های شعر

1. ماهی که قدش به سرو می‌ماند راست / آیینه به دست و روی خود می‌آراست:
معشوقی که قامتش مانند سروی راست و بلند است، آیینه به دست گرفته و به زیبایی خود می‌نگرد. این تصویر، تجسمی از زیبایی و خودآگاهی معشوق است که همچون ماهی تابان یا سروی آزاده، با وقار و جلال به خود می‌پردازد.

2. دستارچه‌ای پیشکشش کردم گفت / وصولم طلبی زهی خیالی که توراست:
وقتی پیشکشی (دستار) به او تقدیم کردم، با طعنه گفت: «اگر وصال مرا می‌طلبی، چه خیال باطلی داری!» این پاسخ، نشان‌دهنده‌ی دوری و دست‌نیافتنی بودن معشوق است که رویای وصال را به ریشخند می‌گیرد و عاشق را با واقعیت تلخ ناکامی روبه‌رو می‌کند.


تفسیر شعر

 


رباعیات حافظ شیرازی – ادبستان شعر پارسی

واژگان دشوار : مصراع بیت ها ابیات تحلیل بررسی همراه با معنا مفهوم شعر شرح کامل توضیح.

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤