من حاصل عمر خود ندارم جز غم (معنی+تفسیر) - ادبستان شعر پارسی

من حاصل عمر خود ندارم جز غم (معنی+تفسیر)

من حاصل عمر خود ندارم جز غم


حافظ-رباعی شماره 31

 

من حاصل عمر خود ندارم جز غم

در عشق ز نیک و بد ندارم جز غم

یک همدم باوفا ندیدم جز درد

یک مونس نامزد ندارم جز غم

 


معنی بیت های شعر

۱. من حاصل عمر خود ندارم جز غم / در عشق ز نیک و بد ندارم جز غم:
حافظ با لحظه‌ای از خودبی‌زبانی می‌گوید: تمام دستاورد عمرم چیزی جز اندوه نبوده است. در مسیر عشق، چه از خوبی‌ها و چه از بدی‌ها، هیچ چیزی جز غم عایدم نشده است. این بیت نشان‌دهنده‌ی نگاه عمیقاً واقع‌گرایانه‌ی شاعر به زندگی است که عشق را با تمام زیبایی‌اش، سرشار از رنج و محنت می‌داند.

۲. یک همدم باوفا ندیدم جز درد / یک مونس نامزد ندارم جز غم:
در ادامه می‌افزاید: در این مسیر، هیچ همراه وفاداری جز «درد» ندیده‌ام و هیچ مونس و همنشینی جز «غم» نداشته‌ام. حافظ در اینجا با شخصیت‌بخشی به مفاهیم انتزاعی، درد و غم را به عنوان یاران همیشگی خود معرفی می‌کند. این بیان، هم نشان‌دهنده‌ی تنهایی عمیق شاعر است و هم از تسلیم‌ناپذیری او در برابر سختی‌ها حکایت دارد.


تفسیر شعر

 


رباعیات حافظ شیرازی – ادبستان شعر پارسی

واژگان دشوار : مصراع بیت ها ابیات تحلیل بررسی همراه با معنا مفهوم شعر شرح کامل توضیح.

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤