دست داری برفشان چون گل در این‌ گلزار زر

بیدل دهلوی- غزل شماره 1687

 

دست داری برفشان چون گل در این‌ گلزار زر

داغ می‌خواهی بنه چون لاله در کهسار سر

تا مگر در بزمگاهِ عشق پروازت دهند

همچو پروانه به موج شعله‌ای بسپار پر

تو درون خانه مست خواب و در بیرون در

در غمت از حلقه دارد دیدهٔ بیدار در

دشمن مشق رسایی نیست جز نفس لعین

گوش، آن دارد که ‌گشت از مکر این مکّار کر

هر سحرگه غوطه‌ها در اشک بلبل می‌زند

نیست از شبنم چمن را جامه و دستار تر

از غبار خاطر من جوهری آرد به‌ کف

بگذرد تیغِ خیالش از دل ‌افگار گر

غیر بار عشق ‌هر باری که‌ هست ‌افکندنی‌ست

بیدل ار باری بری‌، باری به دوش این بار بر

 

 

 

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها