یکی پر طمع پیش خوارزمشاه - ادبستان شعر پارسی % %

یکی پر طمع پیش خوارزمشاه

سعدی-بوستان-باب ششم در قناعت

شماره 3

 

یکی پر طمع پیش خوارزمشاه

شنیدم که شد بامدادی پگاه

چو دیدش ، به خدمت دوتا گشت و راست

دگر روی بر خاک مالید و خاست

پسر گفتش ای بابک نامجوی

یکی مشکلت می‌بپرسم بگوی

نگفتی که قبله‌ است سوی حجاز

چرا کردی امروز از این سو نماز ؟

مبر طاعت نفس شهوت پرست

که هر ساعتش قبله ی دیگر است

مبر ای برادر به فرمانش دست

که هر کس که فرمان نبردش برست

قناعت سرافرازد ای مرد هوش

سر پر طمع بر نیاید ز دوش

طمع آبروی توقر بریخت

برای دو جو ، دامنی دُر بریخت

چو سیراب خواهی شدن زآب جوی

چرا ریزی از بهر برف آبروی ؟

مگر از تنعّم شکیبا شوی

وگرنه ضرورت به درها شوی

برو خواجه کوتاه کن دست آز

چه می‌بایدت ز آستین دراز ؟

کسی را که درج طمع درنوشت

نباید به کس عبد و خادم نبشت

توقع براند ز هر مجلست

بران از خودش تا نراند کست

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤