مرا حاجیی شانه ی عاج داد - ادبستان شعر پارسی % %

مرا حاجیی شانه ی عاج داد

سعدی-بوستان-باب ششم در قناعت

شماره 2

 

مرا حاجیی شانه ی عاج داد

که رحمت بر اخلاق حَجّاج باد

شنیدم که باری ، سگم خوانده بود

که از من به نوعی دلش مانده بود

بینداختم شانه کاین استخوان

نمی‌بایدم ، دیگرم سگ مخوان

مپندار چون سرکه ی خود خورم

که جور خداوند حلوا برم

قناعت کن ای نفس بر اندکی

که سلطان و درویش بینی یکی

چرا پیش خسرو به خواهش روی

چو یک سو نهادی طمع ، خسروی

وگر خود پرستی ، شکم طبله کن

درِ خانه ی این و آن قبله کن

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤