یکی طفل دندان برآورده بود - ادبستان شعر پارسی % %

یکی طفل دندان برآورده بود

سعدی-بوستان-باب ششم در قناعت

شماره 11

 

یکی طفل دندان برآورده بود

پدر سر به فکرت فرو برده بود

که من نان و برگ از کجا آرمش ؟

مروت نباشد که بگذارمش

چو بیچاره گفت این سخن ، نزد جفت

نگر تا زن او را چه مردانه گفت :

مخور هول ابلیس تا جان دهد

همان کس که دندان دهد نان دهد

تواناست آخر خداوند روز

که روزی رساند ، تو چندین مسوز

نگارنده ی کودک اندر شکم

نویسنده ی عمر و روزی است هم

خداوندگاری که عبدی خرید

بدارد ، فکیف آنکه عبد آفرید

تو را نیست این تکیه بر کردگار

که مملوک را بر خداوندگار

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤