سفر نیکوست اما نه ز کوی دلستان رفتن
کلیم همدانی- غزل شماره 518 سفر نیکوست اما نه ز کوی دلستان رفتن به سان شمع، هم در بزم باید از میان رفتن نقاب غنچه بگشاده، می و معشوق آماده عجب گر زنده رود اکنون تواند ز اصفهان رفتن جدایی از خم زلفت، دل بی صبر و طاقت را بسی مشکل بود، چون مفلس از … ادامه



