غرور حسنش از بس با اسیران سر گران کرده
کلیم همدانی- غزل شماره 554 غرور حسنش از بس با اسیران سر گران کرده ز رَه برگشته تیرش، استخوانم گر نشان کرده به عاشق دشمن است آن سان، که هرگز گل نمی بوید ز گلزاری که در وی عندلیبی آشیان کرده بر آن لب خال مشکین چیست، نقّاش ازل گویا ز کار خویش چیزی را … ادامه



