بَرِ نازک میانت شیشۀ ساعت کمر بسته
کلیم همدانی- غزل شماره 566 بَرِ نازک میانت شیشۀ ساعت کمر بسته ز شرم آن سرین، آیینه دکّان هنر بسته به هم پیوستگان را سخت باشد محنت دوری کمر تا از میان رفته، سرین بار سفر بسته سکوت من سخن چین از حدیثم بیشتر دارد به جانان می فرستم نامۀ ننوشته، سر بسته شکاری نیست … ادامه



