سر سودازدگان جنگ به افسر دارد
کلیم همدانی- غزل شماره 302 سر سودازدگان جنگ به افسر دارد سپر داغ ازان است که بر سر دارد فرش ره کرده رخ زردِ مرا خواری عشق این زری نیست که از خاکْ کسش بردارد دامنش سدّ سکندر به ره وصل شود عاشق بی زر اگر بخت سکندر دارد هر که از داغ حسد بر … ادامه



