عاشق آن است که چون داغِ تمنّا سوزد
کلیم همدانی- غزل شماره 338 عاشق آن است که چون داغِ تمنّا سوزد همچو خورشید به یک داغْ سراپا سوزد شعله اش سرو شود، فاخته گردد شررش هر که در آرزوی آن قد رعنا سوزد خبر از گرمی این راه، قدم کاه بود سالکی را که سر از آبلۀ پا سوزد گاه در جامۀ فانوس … ادامه



