ای خوش آن دم که دلت از سر کین برخیزد
کلیم همدانی- غزل شماره 362 ای خوش آن دم که دلت از سر کین برخیزد بنشینیّ و ز ابروی تو چین برخیزد تا به کنج دل من جای نبیند اوّل نیست ممکن که غباری ز زمین برخیزد هر که صیّاد، تو آن وقت به دامش آیی که ز پیری نتواند ز کمین برخیزد کار مژگان … ادامه



