در مصاف عافیت لرزانتر از سیماب باش
کلیم همدانی- غزل شماره 422 در مصاف عافیت لرزانتر از سیماب باش تیغ موج خون چو بینی، پنجۀ قصّاب باش بخت بیداری نمی باید تجرّد پیشه را خانه چون خالی بود، گو پاسبان در خواب باش هرکجا باریک شد راهت، قدم از سر بنه جاده گر از تار در پیش آیدت مضراب باش بادۀ روز … ادامه



