هر آه حسرتی که به شبها کشیده ام
کلیم همدانی- غزل شماره 434 هر آه حسرتی که به شبها کشیده ام در بر به یاد آن قد رعنا کشیده ام از رعشۀ خمار چو کف سبحه گیر نیست بیهوده دست خویش ز صهبا کشیده ام ارباب عقل، محرم اهل جنون نیند از موی سر نقاب به سیما کشیده ام همچون نهالِ دستْ نشان، … ادامه



