ازان شکسته دلم، گر نحیف و رنجورم
کلیم همدانی- غزل شماره 470 ازان شکسته دلم، گر نحیف و رنجورم که در غمش به گریبان نمی رسد زورم هزار بار ازین همرهان گسستم و باز فلک نهشت جدا همچو تار طنبورم سرم بغیرِ گریبان فرو نمی آید به دستگاه قناعت ز بس که مغرورم چنین که صورت حالم کدورت انگیز است به بزم … ادامه



