ای اجل از قیدِ زندانِ غمم آزاد کن
وحشی بافقی- غزل شماره 337 ای اجل از قیدِ زندانِ غمم آزاد کن سعی دارد محنتِ هجران تو هم امداد کن عیش خسرو چیست با شیرین به طرف جوی شیر رحم گو بر جان محنت دیدهٔ فرهاد کن ناقهٔ لیلی به سرعت رفت و از آشفتگی راه گم کردست مجنون ای جرس فریاد کن ای … ادامه



