سوی بزمت نگذرم از بس که خوارم کردهای
وحشی بافقی- غزل شماره 373 سوی بزمت نگذرم از بس که خوارم کردهای تا نداند کس که چون بی اعتبارم کردهای چون بسوی کس توانم دید باز از انفعال؟ اینچنین کز روی مردم شرمسارم کردهای ناامیدم بیش از این مگذار خون من بریز چون به لطف خویشتن امّیدوارم کردهای تو همان یاری که با … ادامه



