بر میان دامن زدن بینند و چابک رفتنش
وحشی بافقی- غزل شماره 253 بر میان دامن زدن بینند و چابک رفتنش تا چو من افتادهای ناگه بگیرد دامنش مرغِ فارغ بال بودم در هوایِ عافیت از کمین برخاست ناگه غمزهٔ صید افکنش عشقِ لیلی سخت زنجیریست مجنون آزما این کسی داند که زنجیری بوَد در گردنش سر به قدر آرزو خواهم که چون … ادامه



