بایگانی‌های خسرو و شیرین نظامی - صفحه 4 از 13 - ادبستان شعر پارسی

به پیروزی چو بر پیروزه گون تخت

نظامی گنجوی – خسرو و شیرین – شماره 115 آوردن خسرو شیرین را از قصر به مدائن به پیروزی چو بر پیروزه گون تخت عروس صبح را پیروز شد بخت جهان رست از مرقع پاره کردن عروس عالم از زر یاره کردن شه از بهر عروس آرایشی ساخت که خور از شرم آن آرایش انداخت … ادامه

حکایت بر گرفته شاه و شاپور

نظامی گنجوی – خسرو و شیرین – شماره 114 بیرون آمدن شیرین از خرگاه حکایت بر گرفته شاه و شاپور جهان دیدند یکسر نور در نور پری پیکر برون آمد ز خرگاه چنان کز زیر ابر آید برون ماه چو عیاران سرمست از سر مهر به پای شه در افتاد آن پریچهر چو شه معشوق … ادامه

نکیسا چون ز شاه آتش برانگیخت

نظامی گنجوی – خسرو و شیرین – شماره 113 سرود گفتن باربد از زبان خسرو نکیسا چون ز شاه آتش برانگیخت ستای باربد آبی بر او ریخت به استادی نوایی کرد بر کار کز او چنگ نیکسا شد نگونسار ز ترکیب ملک برد آن خلل را به زیرافکن فرو گفت این غزل را ببخاشی ای … ادامه

نکیسا در ترنم جادوی ساخت

نظامی گنجوی – خسرو و شیرین – شماره 112 سرود گفتن نیکسا از زبان شیرین نکیسا در ترنم جادوی ساخت پس آنگه این غزل در راهوی ساخت بساز ای یار با یاران دلسوز که دی رفت و نخواهد ماند امروز گره بگشای با ما بستگی چند شتاب عمر بین آهستگی چند ز یاری حکم کن … ادامه

نکیسا چون زد این افسانه بر ساز

نظامی گنجوی – خسرو و شیرین – شماره 111 غزل گفتن باربد از زبان خسرو نکیسا چون زد این افسانه بر ساز ستای باربد برداشت آواز نوا را پرده ی عشاق آراست در افکند این غزل را در ره راست مرا در کویت ای شمع نکویی فلک پای بز افکنده ست گویی که گر چون … ادامه

چو رود باربد این پرده پرداخت

نظامی گنجوی – خسرو و شیرین – شماره 110 سرود گفتن نکیسا از زبان شیرین چو رود باربد این پرده پرداخت نکیسا زود چنگ خویش بنواخت در آن پرده که خوانندش حصاری چنین بکری برآورد از عماری دلم خاک تو گشت ای سرو چالاک برافکن سایه چون سرو بر خاک از این مشگین رسن گردن … ادامه

نکیسا چون زد این طیاره بر چنگ

نظامی گنجوی – خسرو و شیرین – شماره 109 سرود گفتن باربد از زبان خسرو نکیسا چون زد این طیاره بر چنگ ستای باربد برداشت آهنگ به آواز حزین چون عذرخواهان روان کرد این غزل را در سپاهان سحرگاهان که از می مست گشتم به مستی بر در باغی گذشتم بهاری مشگبو دیدم در آن … ادامه

چو بر زد باربد زین سان نوایی

نظامی گنجوی – خسرو و شیرین – شماره 108 سرود گفتن نکیسا از زبان شیرین چو بر زد باربد زین سان نوایی نکیسا کرد از آن خوشتر ادایی شکفته چون گل نوروز و نورنگ به نوروز این غزل در ساخت با چنگ زهی چشمم به دیدار تو روشن سر کویت مرا خوشتر ز گلشن خیالت … ادامه

نکیسا چون زد این افسانه بر چنگ

نظامی گنجوی – خسرو و شیرین – شماره 107 سرود گفتن باربد از زبان خسرو نکیسا چون زد این افسانه بر چنگ ستای باربد برداشت آهنگ عراقی وار بانگ از چرخ بگذاشت به آهنگ عراق این بانگ برداشت نسیم دوست می‌یابد دماغم خیال گنج می‌بیند چراغم کدامین آب خوش دارد چنین جوی کدامین باد را … ادامه

نکیسا بر طریقی کان صنم خواست

نظامی گنجوی – خسرو و شیرین – شماره 106 غزل گفتن نکیسا از زبان شیرین نکیسا بر طریقی کان صنم خواست فرو گفت این غزل در پرده ی راست مخسب ای دیده ی دولت زمانی مگر کز خوشدلی یابی نشانی برآی از کوه صبر ای صبح امید دلم را چشم روشن کن به خورشید بساز … ادامه

سحرگه چون روان شد مهد خورشید

نظامی گنجوی – خسرو و شیرین – شماره 105 مجلس آراستن خسرو در شکارگاه سحرگه چون روان شد مهد خورشید جهان پوشید زیورهای جمشید برآمد دزدی از مشرق سبک دست عروس صبح را زیور به هم بست بجنبانید مرغان را پر و بال برآوردند خوبان بانگ خلخال درآمد شهریار از خواب نوشین دلش خرم شده … ادامه

ز خواب خوش درآمد ناگهان شاه

نظامی گنجوی – خسرو و شیرین – شماره 104 خواب دیدن خسرو و تعبیر شاپور ز خواب خوش درآمد ناگهان شاه جبین افروخته چون بر فلک ماه ستایش کرد بر شاپور بسیار که‌ای من خفته و بختم تو بیدار به اقبال تو خوابی خوب دیدم کز آن شادی به گردون سر کشیدم چنان دیدم که … ادامه