بایگانی‌های خسرو و شیرین نظامی - صفحه 13 از 13 - ادبستان شعر پارسی

چو سلطان جوان شاه جوانبخت

نظامی گنجوی – خسرو و شیرین – شماره 7 در ستایش طغرل ارسلان چو سلطان جوان شاه جوانبخت که برخوردار باد از تاج و از تخت سریر افروز اقلیم معانی ولایت گیر ملک زندگانی پناه ملک شاهنشاه طغرل خداوند جهان سلطان عادل ملک طغرل که دارای وجود است سپهر دولت و دریای جود است به … ادامه

چو طالع موکب دولت روان کرد

نظامی گنجوی – خسرو و شیرین – شماره 6 در سابقه ی نظم کتاب فرماید چو طالع موکب دولت روان کرد سعادت روی در روی جهان کرد خلیفت وار نور صبحگاهی جهان بستد سپیدی از سیاهی فلک را چتر بد سلطان ببایست که الحق چتر بی‌سلطان نشایست درآوردند مرغان دهل ساز سحرگه پنج نوبت را … ادامه

محمد کآفرینش هست خاکش

نظامی گنجوی – خسرو و شیرین – شماره 5 در نعت رسول اکرم صلی الله علیه وسلم محمد کآفرینش هست خاکش هزاران آفرین بر جان پاکش چراغ‌افروز چشم اهل بینش طراز کارگاه آفرینش سر و سرهنگ میدان وفا را سپهسالار و سر خیل انبیا را مرقع بر کش نر ماده‌ای چند شفاعت‌خواه کار افتاده‌ای چند … ادامه

خدایا چون گِلِ ما را سرشتی

نظامی گنجوی – خسرو و شیرین – شماره 4 آمرزش خواستن خدایا چون گِلِ ما را سرشتی وثیقت نامه‌ای بر ما نوشتی به ما بر خدمت خود عرض کردی جزای آن به خود بر فرض کردی چو ما با ضعف خود دربند آنیم که بگزاریم خدمت تا توانیم تو با چندان عنایت‌ها که داری ضعیفان … ادامه

خبر داری که سیاحان افلاک

نظامی گنجوی – خسرو و شیرین – شماره 3 در استدلال نظر و توفیق شناخت خبر داری که سیاحان افلاک چرا گردند گِرد مرکز خاک در این محرابگه معبودشان کیست وزین آمد شدن مقصودشان چیست چه می‌خواهند ازین محمل کشیدن چه می‌جویند ازین منزل بریدن چرا این ثابت است آن منقلب نام که گفت این … ادامه

به نام آنکه هستی نام ازو یافت

نظامی گنجوی – خسرو و شیرین – شماره 2 در توحید باری به نام آنکه هستی نام ازو یافت فلک جنبش زمین آرام ازو یافت خدایی کافرینش در سجودش گواهی مطلق آمد بر وجودش تعالی الله یکی بی مثل و مانند که خوانندش خداوندان خداوند فلک بر پای دار و انجم افروز خرد را بی‌میانجی … ادامه

خداوندا در توفیق بگشای

نظامی گنجوی – خسرو و شیرین – شماره 1 سرآغاز خداوندا در توفیق بگشای نظامی را ره تحقیق بنمای دلی ده کو یقینت را بشاید زبانی کافرینت را سراید مده ناخوب را بر خاطرم راه بدار از ناپسندم دست کوتاه درونم را به نور خود برافروز زبانم را ثنای خود درآموز به داوودی دلم را … ادامه