بایگانی‌های مهستی گنجوی - صفحه 6 از 27 - ادبستان شعر پارسی

ای کرده جفا و جور آیین بحلی

مهستی گنجوی – رباعی شماره 259 (1) ای کرده جفا و جور آیین بحلی وآورده به جای مهر من کین، بحلی در بندگیت هر چه بگویم خجلم وز هر چه کنی زین دل مسکین بحلی واژگان دشوار:1- این شعر در نزهة المجالس به نام دختر سالار آمده است !  

آنی که به هیچ کس تو چیزی ندهی

مهستی گنجوی – رباعی شماره 255 (1) آنی که به هیچ کس تو چیزی ندهی صد چوب مغل خوری پشیزی ندهی سنگی که بدان روغن بزرک گیرند گر بر شکمت نهند تیزی ندهی واژگان دشوار: 1-این شعر در خلاصة الاشعار به نام خواجه نصیرالدین طوسی ثبت شده است .  

مستش دیدم گرفته راه خانه

مهستی گنجوی – رباعی شماره 250 (1) مستش دیدم گرفته راه خانه خلقی با او ز خویش و از بیگانه خود را بستم برو زدم مردانه زان گونه که با شمع کند پروانه واژگان دشوار: 1-این شعر در نزهة المجالس به نام رضیه گنجوی ثبت شده. در دیوان کمال الدین اسماعیل اصفهانی نیز این شعر … ادامه

دلدار به من گفت که می بر کف نه

مهستی گنجوی – رباعی شماره 249 دلدار به من گفت که می بر کف نه داد دل خود ز آب انگور بده گفتم که …………….. یا شفتالو (1) سیب زنخش گفت که شفتالو به واژگان دشوار:1-قسمت هایی از این مصراع در نسخه اصلی محو شده و قابل خواندن نیست.