ازین حلاوت گفتار بس عجب نبود
قاآنی شیرازی – قطعه شماره 59 ازین حلاوت گفتار بس عجب نبود که خاک در طرب و آسمان به رقص آید هرآن کمال که داغ قبول توست بر آن چو ذات عقل مبر از عیب و نقص آید
قاآنی شیرازی – قطعه شماره 59 ازین حلاوت گفتار بس عجب نبود که خاک در طرب و آسمان به رقص آید هرآن کمال که داغ قبول توست بر آن چو ذات عقل مبر از عیب و نقص آید
قاآنی شیرازی – قطعه شماره 58 طلعت مقصود چون ز پرده درآید خلق جهان را تمام پرده در آید دوست مگو جلوه گر شود به قیامت هست قیامت چو دوست جلوه گر آید دیده ی ما تاب آفتاب ندارد گر فکند پرده یا ز پرده برآید
قاآنی شیرازی – قطعه شماره 57 در ستایش امیرالامراء العظام حسین خان نظام الدوله حکمران فارس گوید ای داور آفاق که از فرط سخاوت بر خوان نوالت دو جهان ماحضر آید چون خانه ی زنبور مر آن کاخ مسدس با وسعت کاخ کرمت مختصر آید تنها نه تو را مژده ی فتح آمده امروز هر … ادامه
قاآنی شیرازی – قطعه شماره 56 معرفت شایسته باشد ورنه در صد عمر نوح کی به طاعت جاهلی نوح پیمبر می شود نام یزدان را مکرر چون نماید عارفی در تنش هر ذکر نای روح دیگر می شود ور کند نامش مکرّر جاهلی از روی جهل زو همی بیزاری یزدان مکرّر می شود
قاآنی شیرازی – قطعه شماره 55 چه غم از بینوایی آن کس را که کَرَم باشد و درم نبود کَرَم بی دِرم از آن بهتر که دِرم باشد و کَرَم نبود
قاآنی شیرازی – قطعه شماره 54 کنون که دامن مقصود اوفتاد به چنگ به کام غیر ز کف دادنش محال بود ز فرط شوق حضورش هنوز حیرانم که بر که می نگرم خواب یا خیال بود
قاآنی شیرازی – قطعه شماره 53 خسروا ای آنکه قهرت روز رزم و گاه کین چرخ را با تیره خاک ره برابر می کند گر نبود آنکه بینی روز رزم اندر هوا روزگار از بیم تیغت خاک بر سر می کند حاجتت نبود به خنجر روز کین کز روی کین گردش مژگان چشمت کار خنجر … ادامه
قاآنی شیرازی – قطعه شماره 52 کسی ندیده سیه روزی از بخیل بتر که خود تعب کشد و غیری انتفاع کند از آنکه تا هنوزش بود به تن رمقی ز ناز و نوش جهان طبعش امتناع کند ولی جنازه اش از در برون نرفته هنوز در آن زمان که جهان را به جان وداع کند … ادامه
قاآنی شیرازی – قطعه شماره 51 نفس شریر بدرگ غدار خیره را ازکار بد چو منع نمایی بتر کند نفس شریر چیست شراری که هر کجا افتاد سوز او به دگر جا اثر کند
قاآنی شیرازی – قطعه شماره 50 آنچنان افتاده شو در راه خلق کز برون راز درونت بنگرند در تواضع همچو خاک افتاده باش بو که پاکان بر تو وقتی بگذرند
قاآنی شیرازی – قطعه شماره 49 ای دل آن کس که خویش را نشناخت مر خدا را شناخت نتواند تا نگوید به ترک هستی خویش نرد توحید باخت نتواند
قاآنی شیرازی – قطعه شماره 48 بارخدایا ثنای همچو تویی را همچو تویی هم مگر قیام تواند اینقدر از ما کفایت است که گوییم همچو تویی هم مگر ثنای تو خواند