بایگانی‌های قطعات قاآنی - ادبستان شعر پارسی

ای دریغا خلق عالم بیشتر طفلند طفل

قاآنی شیرازی – قطعه شماره 155 ای دریغا خلق عالم بیشتر طفلند طفل کز برای خنده می خواهند شیرین قصه ای زان سبب در قصه باید رازها گفتن تمام تا نباشد کودکان را در شنیدن غصه ای هم مگر قاآنیا صاحبدلی پیدا شود تا که در هر قصه یابد از نصیحت حصه ای  

یکی را دیدم اندر ری که دایم

قاآنی شیرازی – قطعه شماره 154 یکی را دیدم اندر ری که دایم همی نالید از درد جدایی به خون دل همی مویید و می گفت بتان را نیست الا بیوفایی چو بر ما حاصل آخر خود همین بود نبودی کاش از اول آشنایی  

یکی به چشم تامل نگر بدین تمثال

قاآنی شیرازی – قطعه شماره 148 یکی به چشم تامل نگر بدین تمثال که تات مات شود دیدگان ز حیرانی یکی درست بدین نوجوان نگر ز نخست که راست ماه دو هفته است و یوسف ثانی به زلفکانش چندان که چشم کار کند همی نبیند چیزی به جز پریشانی سپید سیم سرینش چو کوه بلّورست … ادامه

داد از سپهر غدار آه از جهان فانی

قاآنی شیرازی – قطعه شماره 146 در تاریخ وفات شاهزاده ی مبرور کامران میرزا طاب الله ثراه داد از سپهر غدار آه از جهان فانی کان حاسدیست مکار وین دشمنیست جانی آن دزد مردم آزار درزی اهل بازار این گرگ آدمی خوار در کسوت شبانی هر یک چو مار قتال زیبا و خوش خط و … ادامه

آن را که گنج معرفت کردگار هست

قاآنی شیرازی – قطعه شماره 145 آن را که گنج معرفت کردگار هست بی اختیار ذکر خدا سرکند همی وان را که نیست معرفت ذکر کردگار از روی اختیار مکرّر کند همی آن ذکر بهر حق کند این یک برای خلق کی این دو را خدای برابر کند همی