می پرستانی که از دور فلک آزرده اند
فرخی یزدی – غزل شماره 105 می پرستانی که از دور فلک آزرده اند همچو خم از ساغر دل دورها خون خورده اند نیست حق زندگی آن قوم را کز بی حسی مردگان زنده بلکه زندگان مرده اند در بر بیگانه و خویشند دایم سرفراز بهر حق خویش آن قومی که پا بفشرده اند فارسان … ادامه



