چه خوش بودی، دریغا، روزگارم؟
فخرالدین عراقی- غزل شماره 173 چه خوش بودی، دریغا، روزگارم؟ اگر در من نگه کردی نگارم بدیدی گر فراقش چونم آخر بپرسیدی دمی حال فگارم نکرد آن دوست از من یاد روزی به کام دشمنان شد روزگارم چرا خواهد به کام دشمنانم چو میداند که او را دوست دارم؟ عزیزی بودم اوّل بر در او … ادامه



