نه هر آهوی دشت آهوی چین است
فایز دشتی-دوبیتی شماره 66 نه هر آهوی دشت آهوی چین است نه هر گاوی که بینی عنبرین است نه هر یاری وفادار است فایز وفا در خطه ی ارمن زمین است
فایز دشتی-دوبیتی شماره 66 نه هر آهوی دشت آهوی چین است نه هر گاوی که بینی عنبرین است نه هر یاری وفادار است فایز وفا در خطه ی ارمن زمین است
فایز دشتی-دوبیتی شماره 65 در این عالم غمم از حد فزون است دلم از بهر خوبان غرق خون است گله از تو ندارم یارِ فایز شکایت ها ز بخت واژگون است
فایز دشتی-دوبیتی شماره 64 به گلشن تا ز گل نام و نشان است حدیث بلبل و گل در میان است جهان تا هست ذکر شعر فایز میان دوستان این داستان است
فایز دشتی-دوبیتی شماره 63 سر زلف تو جانا لام و میم است چو بسم الله رحمن الرحیم است به هفتاد و دو ملت برده حسنت قدم از هجر تو مانند جیم است
فایز دشتی-دوبیتی شماره 62 مرا در پیش راهی پر ز بیم است از این ره در دلم خوفی عظیم است برو فایز، میندیش از مهابت که آنجا حکم با رب رحیم است
فایز دشتی-دوبیتی شماره 61 هنوزم بوی زلفش در مشام است هنوزم ذوق لب هایش به کام است کجا فایز شود از ناله خاموش مگر آن دم که در خاکش مقام است
فایز دشتی-دوبیتی شماره 60 دلا امشب نه وقت قال و قیل است نه هنگام حکایات طویل است ببین فایز قوافل در قوافل (1) به هر جانب صدای الرحیل است(2) واژگان دشوار : 1-قوافل : قافله ها، کاروان ها. 2-الرحیل: کوچ
فایز دشتی-دوبیتی شماره 59 نه هر چشمه ای آب زلال است نه هر لاله رخی صاحب کمال است نه هر برگشته بختی هست فایز نه هر گلدسته خوان مثل بلال است
فایز دشتی-دوبیتی شماره 58 دلم از دست خوبان چاک چاک است تنم از هجرشان اندوهناک است چو فایز خورده باشد تیر غمزه ز تیر طعنه ی دشمن چه باک است
فایز دشتی-دوبیتی شماره 57 نه هر ویرانه دل ماوای عشق است نه هر سینه که بینی جای عشق است دلی همچون دل فایز بباید که او اندر خور سودای عشق است
فایز دشتی-دوبیتی شماره 56 تو خوبی او ز خوبی بی نیاز است تو سروی آن پریرخ سروناز است مرنج از راستی دلدار فایز تو بازی آن نکورخ شاهباز است
فایز دشتی-دوبیتی شماره 55 تو که ای دل مکان در کوی یار است تو که روز و شبان آنجا قرار است تو که با فایزت نبوَد علاقه بگو دیگر تو را با ما چه کار است