ار همه خوبی و نیکی دارد او
رودکی-مثنویات-بحر رمل شماره 81 ار همه خوبی و نیکی دارد او ماده ور بر کار خویش ار دارد او
رودکی-مثنویات-بحر رمل شماره 81 ار همه خوبی و نیکی دارد او ماده ور بر کار خویش ار دارد او
رودکی-مثنویات-بحر رمل شماره 80 مرد را نهمار خشم آمد ازین غاوشنگی به کف آوردش، گزین
رودکی-مثنویات-بحر رمل شماره 79 گر درم داری، گزند آرد بدین بفگن او را گرم و درویشی گزین
رودکی-مثنویات-بحر رمل شماره 78 از همالان وز برادر من فزون زان که من امیدوارم نیز یون
رودکی-مثنویات-بحر رمل شماره 77 تاک رز بینی شده دینارگون پرنیان سبز او زنگارگون
رودکی-مثنویات-بحر رمل شماره 76 مار و غنده کربشه با کژدمان خورد ایشان گوشت روی مردمان
رودکی-مثنویات-بحر رمل شماره 75 چون بگردد پای او از پایدان خود شکوخیده بماند هم چنان
رودکی-مثنویات-بحر رمل شماره 74 زش ازو پاسخ دهم اندر نهان زش به بیداری میان مردمان
رودکی-مثنویات-بحر رمل شماره 73 پس شتابان آمد اینک پیرزن روی یکسو، کاغه کرده خویشتن
رودکی-مثنویات-بحر رمل شماره 72 کرد باید مر مرا و او را رون شیر تا تیمار دارد خویشتن
رودکی-مثنویات-بحر رمل شماره 71 بس که برگفته پشیمان بودهام بس که بر ناگفته شادان بودهام
رودکی-مثنویات-بحر رمل شماره 70 نزد آن شاه زمین کردش پیام دارویی فرمود زامهران به نام