بهترین یاران و نزدیکان همه
رودکی-مثنویات-بحر رمل شماره 93 بهترین یاران و نزدیکان همه نزد او دارم همیشه اندمه
رودکی-مثنویات-بحر رمل شماره 93 بهترین یاران و نزدیکان همه نزد او دارم همیشه اندمه
رودکی-مثنویات-بحر رمل شماره 92 هست از مغز سرت، ای منگله همچو رش مانده تهی از کشکله
رودکی-مثنویات-بحر رمل شماره 91 سنجد چیلان بدو نیمه شده نقطه ی سرمه به یک یک برزده
رودکی-مثنویات-بحر رمل شماره 90 نزد تو آماده بدو آراسته جنگ او را خویشتن پیراسته
رودکی-مثنویات-بحر رمل شماره 89 پر بکنده، چنگ و چنگل ریخته خاک گشته، باد خاکش بیخته
رودکی-مثنویات-بحر رمل شماره 88 سوس پرورده به می بگداخته نیک درمانی زنان را ساخته
رودکی-مثنویات-بحر رمل شماره 87 اخترانند آسمانشان جایگاه هفت تابنده دوان در دو و داه
رودکی-مثنویات-بحر رمل شماره 86 روی هر یک چون دو هفته گرد ماه جامهشان غفه، سموریشان کلاه
رودکی-مثنویات-بحر رمل شماره 85 هیچ گنجی نیست از فرهنگ به تا توانی رو هوا زی گنج نه
رودکی-مثنویات-بحر رمل شماره 84 کاش آن گوید که باشد بیش نه بر یکی بر چند بفزاید فره
رودکی-مثنویات-بحر رمل شماره 83 گفت: فردا بینیام در پیش تو خود بیا هنجم ستیم از ریش تو
رودکی-مثنویات-بحر رمل شماره 82 تنگ شد عالم برو از بهر گاو شور شور اندر فگند و کاو کاو