بایگانی‌های بحر رمل رودکی - صفحه 9 از 9 - ادبستان شعر پارسی

دمنه را گفتا که تا: این بانگ چیست؟

رودکی-مثنویات-بحر رمل  شماره 6   دمنه را گفتا که تا: این بانگ چیست؟ با نهیب و سهم این آوای کیست؟ دمنه گفت او را: جزین آوا دگر کار تو نه هست و سهمی بیشتر آب هر چه بیشتر نیرو کند بند ورغ سست بوده بفگند دل گسسته داری از بانگ بلند رنجکی باشدت و آواز … ادامه

آن گرنج و آن شکر برداشت پاک

رودکی-مثنویات-بحر رمل  شماره 5   آن گرنج و آن شکر برداشت پاک وندر آن دستار آن زن بست خاک باز کرد از خواب زن را نرم و خوش گفت: دزدانند و آمد پای پش آن زن از دکان فرود آمد چو باد پس فلرزنگش به دست اندر نهاد شوی بگشاد آن فلرزش، خاک دید کرد … ادامه

از خراسان به روز طاوس وش

رودکی-مثنویات-بحر رمل شماره 2   از خراسان به روز طاوس وش سوی خاور می‌خرامد شاد و خوش کآفتاب آید به بخشش زی بره روی گیتی سبز گردد یکسره مهر دیدم بامدادان چون بتافت از خراسان سوی خاور می‌شتافت نیم روزان بر سر ما برگذشت چو به خاور شد ز ما نادید گشت