ای ناله ی پیر خانقاه از غم تو
رودکی رباعی شماره 29 ای ناله ی پیر خانقاه از غم تو وی گریه ی طفل بی گناه از غم تو افغان خروس صبح گاه از غم تو آه از غم تو! هزار آه ازغم تو !
رودکی رباعی شماره 29 ای ناله ی پیر خانقاه از غم تو وی گریه ی طفل بی گناه از غم تو افغان خروس صبح گاه از غم تو آه از غم تو! هزار آه ازغم تو !
رودکی رباعی شماره 28 ای از گل سرخ رنگ بربوده و بو رنگ از پی رخ ربوده، بو از پی مو گل رنگ شود، چو روی شویی، همه جو مشکین گردد، چو مو فشانی، همه کو
رودکی رباعی شماره 27 رویت دریای حسن و لعلت مرجان زلفت عنبر، صدف دهن، دُر دندان ابرو کشتی و چین پیشانی موج گرداب بلا غبغب و چشمت توفان
رودکی رباعی شماره 26 دیدار به دل فروخت، نفروخت گران بوسه به روان فروشد و هست ارزان آری، که چو آن ماه بود بازرگان دیدار به دل فروشد و بوسه به جان
رودکی رباعی شماره 25 در عشق، چو رودکی، شدم سیر از جان از گریه ی خونین مژهام شد مرجان القصه که: از بیم عذاب هجران در آتش رشکم دگر از دوزخیان
رودکی رباعی شماره 24 در منزل غم فگنده مفرش ماییم وز آب دو چشم دل پر آتش ماییم عالم چو ستم کند ستمکش ماییم دست خوش روزگار ناخوش ماییم
رودکی رباعی شماره 23 در پیش خود آن نامه چو بلکامه نهم پروین ز سرشک دیده بر جامه نهم بر پاسخ تو چو دست بر خامه نهم خواهم که: دل اندر شکن نامه نهم
رودکی رباعی شماره 22 …………………………………… …………………………………..(1) چون جشه فشانی، ای پسر، در کویم خاک قدمت چو مشک در دیده زنم واژگان دشوار : 1– مصراه ها از میان رفته است .
رودکی رباعی شماره 21 یوسف رویی، کزو فغان کرد دلم چون دست زنان مصریان کرد دلم زآغاز به بوسه مهربان کرد دلم امروز نشانه غمان کرد دلم
رودکی رباعی شماره 20 واجب نبود به کس بر، افضال و کرم واجب باشد هر آینه شکر نعم تقصیر نکرد خواجه در ناواجب من در واجب چگونه تقصیر کنم؟
رودکی رباعی شماره 19 بر عشق توام، نه صبر پیداست، نه دل بی روی توام، نه عقل بر جاست، نه دل این غم، که مراست کوه قافست، نه غم این دل، که تراست، سنگ خاراست، نه دل
رودکی رباعی شماره 18 در جستن آن نگار پر کینه و جنگ گشتیم سراپای جهان با دل تنگ شد دست ز کار و رفت پا از رفتار این بس که به سر زدم و آن بس که به سنگ