دل خسته و بسته ی مسلسل موییست
رودکی رباعی شماره 5 دل خسته و بسته ی مسلسل موییست خون گشته و کشته ی بت هندوییست سودی ندهد نصیحت، ای واعظ ای خانه خراب طرفه یک پهلوییست
رودکی رباعی شماره 5 دل خسته و بسته ی مسلسل موییست خون گشته و کشته ی بت هندوییست سودی ندهد نصیحت، ای واعظ ای خانه خراب طرفه یک پهلوییست
رودکی رباعی شماره 4 جایی که گذرگاه دل محزونست آن جا دو هزار نیزه بالا خونست لیلی صفتان ز حال ما بی خبرند مجنون داند که حال مجنون چونست؟
رودکی رباعی شماره 3 با آن که دلم از غم هجرت خونست شادی به غم توام ز غم افزونست اندیشه کنم هر شب و گویم: یا رب هجرانش چنینست، وصالش چونست؟
رودکی رباعی شماره2 در رهگذر باد چراغی که تراست ترسم که: بمیرد از فراغی که تراست بوی جگر سوخته عالم بگرفت گر نشنیدی، زهی دماغی که تراست !
رودکی رباعی شماره 1 ……………………………. …………………………… ……………………………(1) هر روز بر آسمانت باد امروا واژگان دشوار : 1– مصراع ها از میان رفته است .