نارفته به شاهراه وصلت گامی
رودکی رباعی شماره 41 نارفته به شاهراه وصلت گامی نایافته از حسن جمالت کامی ناگاه شنیدم ز فلک پیغامی : کز خم فراق نوش بادت جامی !
رودکی رباعی شماره 41 نارفته به شاهراه وصلت گامی نایافته از حسن جمالت کامی ناگاه شنیدم ز فلک پیغامی : کز خم فراق نوش بادت جامی !
رودکی رباعی شماره 40 با داده قناعت کن و با داد بزی در بند تکلف مشو، آزاد بزی در به ز خودی نظر مکن، غصه مخور در کم ز خودی نظر کن و شاد بزی
رودکی رباعی شماره 39 دل سیر نگرددت ز بیدادگری چشم آب نگرددت، چو در من نگری این طرفه که: دوست تر ز جانت دارم با آن که ز صد هزار دشمن بتری
رودکی رباعی شماره 38 (1) آن خر پدرت به دشت خاشاک زدی مامات دف و دو رویه چالاک زدی آن بر سر گورها تبارک خواندی وین بر در خان ها تبوراک زدی واژگان دشوار : 1– این رباعی در دیوان انوری نیز آمده است .
رودکی رباعی شماره 37 گر بر سر نفس خود امیری، مردی بر کور و کر ار نکته نگیری، مردی مردی نبود فتاده را پای زدن گر دست فتادهای بگیری، مردی
رودکی رباعی شماره 36 از کعبه کلیسیا نشینم کردی آخر در کفر بیقرینم کردی بعد از دو هزار سجده بر درگه دوست ای عشق، چه بیگانه ز دینم کردی !
رودکی رباعی شماره 35 ای طرفه ی خوبان من، ای شهره ی ری لب را به سپید رگ بکن پاک از می …………………………………………. ………………………………………….(1) واژگان دشوار : 1– مصراع ها از میان رفته است .
رودکی رباعی شماره 34 چون کار دلم ز زلف او ماند گره بر هر رگ جان صد آرزو ماند گره امید ز گریه بود، افسوس! افسوس ! کان هم شب وصل در گلو ماند گره
رودکی رباعی شماره 33 ……………………………… ……………………………….(1) ای بر تو رسیده به هر یک چاره از حال من ضعیف جویی چاره واژگان دشوار : 1– مصراع ها از میان رفته است .
رودکی رباعی شماره 32 زلفت دیدم، سر از چمان پیچیده وندر گل سرخ ارغوان پیچیده در هر بندی هزار دل در بندش در هر پیچی هزار جان پیچیده
رودکی رباعی شماره 31 …………………………….. ………………………………(1) رخساره ی او پرده ی عشاق درید با آن که نهفته دارد اندر پرده واژگان دشوار : 1-مصراع ها از میان رفته است .
رودکی رباعی شماره 30 چرخ کجه باز، تا نهان ساخت کجه با نیک و بد دایره درباخت کجه هنگامه ی شب گذشت و شد قصه تمام طالع به کفم یکی نینداخت کجه