ابیات پراکنده رودکی
بت پرستی گرفته ایم همه
رودکی ابیات پراکنده شماره 104 بت پرستی گرفته ایم همه این جهان چون بتست و ما شمنیم
سرو بودیم چندگاه بلند
رودکی ابیات پراکنده شماره 103 سرو بودیم چندگاه بلند کوژ گشتیم و چون درونه شدیم
چون برگ لاله بودهام و اکنون
رودکی ابیات پراکنده شماره 102 چون برگ لاله بودهام و اکنون چون سیب پژمرده بر آونگم
داری مرا بدان که فراز آیم
رودکی ابیات پراکنده شماره 101 داری مرا بدان که فراز آیم زیر دو زلفکانت به نخچیزم
هنوز با منی و از نهیب رفتن تو
رودکی ابیات پراکنده شماره 99 هنوز با منی و از نهیب رفتن تو به روز وقت شمارم، به شب ستاره شمارم
آرزومند آن شده تو به گور
رودکی ابیات پراکنده شماره 98 آرزومند آن شده تو به گور که رسد نان پارهایت برم
بر رخ هزار زهره ی ثامور برشکفت
رودکی ابیات پراکنده شماره 97 بر رخ هزار زهره ی ثامور برشکفت ایدون ز باغ قطره ی شبنم نیافتم
تا درگه او یابی مگذرد به در کس
رودکی ابیات پراکنده شماره 95 تا درگه او یابی مگذرد به در کس زیرا که حرامست تیمم به لب یم
گر کند یاریی مرا به غم عشق آن صنم
رودکی ابیات پراکنده شماره 94 گر کند یاریی مرا به غم عشق آن صنم بتواند زدود زین دلم غم خواره زنگ غم



