هرگز نکند سوی من خسته نگاهی
رودکی ابیات پراکنده شماره 117 هرگز نکند سوی من خسته نگاهی آرنگ نخواهد که شود شاد دل من
رودکی ابیات پراکنده شماره 117 هرگز نکند سوی من خسته نگاهی آرنگ نخواهد که شود شاد دل من
رودکی ابیات پراکنده شماره 116 کیر آلوده بیاری و نهی در کس من بوسه ای چند برو بر نهی و بر نس من
رودکی ابیات پراکنده شماره 115 به آتش درون بر مثال سمندر به آب اندرون بر مثال نهنگان
رودکی ابیات پراکنده شماره 114 به نوبهاران بستای ابر گریان را که از گریستن اوست این زمین خندان
رودکی ابیات پراکنده شماره 113 خود غم دندان به که توانم گفتن؟ زرین گشتم برون سیمین دندان
رودکی ابیات پراکنده شماره 112 خواسته تاراج گشته، سر نهاده بر زیان لشکرت همواره یافه، چون رمه ی رفته شبان
رودکی ابیات پراکنده شماره 111 از پی الفغده و روزی به جهد جانورسوی سپنج خویش جویان و روان
رودکی ابیات پراکنده شماره 110 بسی خسرو نامور پیش ازین شدستند زی ساری و ساریان
رودکی ابیات پراکنده شماره 109 میلاو منی، ای فغ واستاد توام من پیش آی و سه بوسه ده و میلاویه بستان
رودکی ابیات پراکنده شماره 108 (1) گر کس بودی که زی توام بفگندی خویشتن اندر نهادمی به فلاخن واژگان دشوار : 1– این بیت به رشیدالدین وطواط نیز منسوب است .
رودکی ابیات پراکنده شماره 107 گر همه نعمت یک روز به ما بخشد ننهد منت بر ما و پذیرد هن
رودکی ابیات پراکنده شماره 106 یکی آلودهای باشد، که شهری را ببالاید چو از گاوان یکی باشد، که گاوان را کند ریخن