نباشد زین زمانه بس شگفتی
رودکی ابیات پراکنده شماره 9 نباشد زین زمانه بس شگفتی اگر بر ما ببارد آذرخشا
رودکی ابیات پراکنده شماره 9 نباشد زین زمانه بس شگفتی اگر بر ما ببارد آذرخشا
رودکی ابیات پراکنده شماره 8 شیر آلغده که بیرون جهد از خانه به صید تا به چنگ آرد آهو وآهو بره را
رودکی ابیات پراکنده شماره 7 درنگ آسا سپهر آرا بیاید کیاخن در رباید گرد نان را
رودکی ابیات پراکنده شماره 6 گوش توسال و مه برود و سرود نشنوی نیوه ی خروشان را
رودکی ابیات پراکنده شماره 5 جز بمادندر این جهان گر به روی با پسندر کینه دارد همچو بادختند را
رودکی ابیات پراکنده شماره 4 چنان که اشتر ابله سوی کنام شده ز مکر روبه و زاغ وز گرگ بیخبرا
رودکی ابیات پراکنده شماره 3 تنت یک و جان یکی و چندین دانش ای عجبی! مردمی تو، یا دریا؟
رودکی ابیات پراکنده شماره 1 گرچه بشتر را عطا باران بود مر ترا زر و گهر باشد عطا