ابیات پراکنده رودکی
تا لباس عمر اعدایش نگردد بافته
رودکی ابیات پراکنده شماره 20 تا لباس عمر اعدایش نگردد بافته تار تار پود پود اندر فلات آن فوات
جغد که با باز و پلنگان پرد
رودکی ابیات پراکنده شماره 19 جغد که با باز و پلنگان پرد بشکندش پر و بال و گردد لت لت
تا کی کنی عذاب و کنی ریش را خضاب؟
رودکی ابیات پراکنده شماره 18 تا کی کنی عذاب و کنی ریش را خضاب؟ تا کی فضول گویی و آری حدیث غاب؟
فاخته گون شد هوا ز گردش خورشید
رودکی ابیات پراکنده شماره 17 فاخته گون شد هوا ز گردش خورشید جامه ی خانه بتبک فاخته گون آب
ندیده تنبل اوی و بدیده مندل اوی
رودکی ابیات پراکنده شماره 16 ندیده تنبل اوی و بدیده مندل اوی دگر نماید و دیگر بود به سان سراب
همی بایدت رفت و راه دورست
رودکی ابیات پراکنده شماره 15 همی بایدت رفت و راه دورست به سغده دار یکسر شغل راها
اگرت بدره رساند همی به بدر منیر
رودکی ابیات پراکنده شماره 14 اگرت بدره رساند همی به بدر منیر مبادرت کن و خامش باش چندینا
گیهان ما به خواجه ی عدنانی
رودکی ابیات پراکنده شماره 13 گیهان ما به خواجه ی عدنانی عدنست و کار ما همه بانداما
هر آن چه مدح تو گویم درست باشد و راست
رودکی ابیات پراکنده شماره 12 هر آن چه مدح تو گویم درست باشد و راست مرا به کار نیاید سریشم وکیلا
کمندش بیشه بر شیران قفص کرد
رودکی ابیات پراکنده شماره 11 کمندش بیشه بر شیران قفص کرد فیلکش دشت بر گرگان خباکا
چو گرد آرند کردارت به محشر
رودکی ابیات پراکنده شماره 10 چو گرد آرند کردارت به محشر فرو مانی چو خر به میان شلکا



