ای مایه ی خوبی و نیک نامی
رودکی ابیات پراکنده شماره 177 ای مایه ی خوبی و نیک نامی روزم ندهد بی تو روشنایی
رودکی ابیات پراکنده شماره 177 ای مایه ی خوبی و نیک نامی روزم ندهد بی تو روشنایی
رودکی ابیات پراکنده شماره 176 جز برتری ندانی، گویی که آتشی جز راستی نجویی، ماناتر از وی
رودکی ابیات پراکنده شماره 175 شاعر شهید و شهره فرالاوی وین دیگر به جمله همه راوی
رودکی ابیات پراکنده شماره 174 آمد این نوبهار توبه شکن پرنیان گشت باغ و برزن و کوی
رودکی ابیات پراکنده شماره 173 سروست آن یا بالا؟ ماهست آن یا روی؟ زلفست آن یا چوگان؟ خالست آن یا گوی؟
رودکی ابیات پراکنده شماره 172 زر خواهی و ترنج، اینک این دو رخ من می خواهی و گل و نرگس، از آن دو رخ جوی
رودکی ابیات پراکنده شماره 171 شدم پیر بدین سان و تو هم خود نه جوانی مرا سینه پر انجوخ و تو چون چفته کمانی
رودکی ابیات پراکنده شماره 170 ازو بی اندهی بگزین و شادی با تن آسانی به تیمار جهان دل را چرا باید که بخسانی؟
رودکی ابیات پراکنده شماره 169 ای آن که من از عشق تو اندر جگر خویش آتشکده دارم سد و بر هر مژه ای ژی
رودکی ابیات پراکنده شماره 168 به جمله خواهم یک ماهه بوسه از تو، بتا به کیچ کیچ نخواهم که فام من توزی
رودکی ابیات پراکنده شماره 167 جهانا، همانا کزین بیگناهی گنه کار ماییم و تو بی کنازی
رودکی ابیات پراکنده شماره 166 از خر و پالیک آن جای رسیدم که همی موزه ی چینی میخواهم و اسب تازی