آهو ز تنگ کوه بیامد به دشت و راغ
رودکی ابیات پراکنده شماره 165 آهو ز تنگ کوه بیامد به دشت و راغ بر سبزه باده خوش بود اکنون، اگر خوری
رودکی ابیات پراکنده شماره 165 آهو ز تنگ کوه بیامد به دشت و راغ بر سبزه باده خوش بود اکنون، اگر خوری
رودکی ابیات پراکنده شماره 164 مرا با تو بدین باب تاب نیست که تو راز به از من به سر بری
رودکی ابیات پراکنده شماره 163 نیل دمنده تویی به گاه عطیت پیل دمنده به گاه کینه گذاری
رودکی ابیات پراکنده شماره 162 چه نیکو سخن گفت؟ یاری بیاری که: تا کی کشم از خسر ذل و خواری؟
رودکی ابیات پراکنده شماره 161 باغ ملک آمد طری از رشحه ی کلک وزیر زان که افشک میکند مر باغ و بستان را طری
رودکی ابیات پراکنده شماره 160 من کنم پیش تو دهان پر باد تا زنی بر لبم تو زابگری
رودکی ابیات پراکنده شماره 159 بتا، نخواهم گفتن تمام مدح ترا به شرم دارد خورشید، اگر کنم سپری
رودکی ابیات پراکنده شماره 158 کار بوسه چو آب خوردن شور بخوری بیش، تشنهتر گردی
رودکی ابیات پراکنده شماره 157 گه در آن کندز بلند نشین گه بدین بوستان چشم گشای
رودکی ابیات پراکنده شماره 156 بر تو رسیده بهر دل تنگ چارهای از حال من ضعیف بیندیش چارهای
رودکی ابیات پراکنده شماره 155 مهر جویی ز من و بی مهری هده خواهی ز من و بیهدهای
رودکی ابیات پراکنده شماره 154 گه ارمندهای و گه ارغندهای گه آشفتهای و گه آهستهای