فاخته گون شد هوا ز گردش خورشید
رودکی ابیات پراکنده شماره 45 فاخته گون شد هوا ز گردش خورشید جامه ی خانه بتیک فاخته گون شد
رودکی ابیات پراکنده شماره 45 فاخته گون شد هوا ز گردش خورشید جامه ی خانه بتیک فاخته گون شد
رودکی ابیات پراکنده شماره 44 مرده نشود زنده، زنده بستودان شد آیین جهان چونین تا گردون گردان شد
رودکی ابیات پراکنده شماره 43 گوسپندیم و جهان هست به کردار نغل چون گه خواب بود سوی نغل باید شد
رودکی ابیات پراکنده شماره 42 ایا بلایه، اگر کارت تو پنهان بود کنون توانی، باری، خشوک پنهان کرد
رودکی ابیات پراکنده شماره 41 به تو بازگردد غم عاشقی نگارا، مکن این همه زشتیاد
رودکی ابیات پراکنده شماره 40 بخت و دولت چو پیشکار تواند نصرة و فتح پیشیار تو باد
رودکی ابیات پراکنده شماره 39 از جود قبا داری پوشیده مشهر وز مجد بنا داری بر برده مشید
رودکی ابیات پراکنده شماره 38 زین و زان چند بود بر که و مه؟ مر ترا کشی و فیزین و غنوج
رودکی ابیات پراکنده شماره 37 راهی آسان و راست بگزین، ای دوست دور شو از راه بی کرانه ی ترفنج
رودکی ابیات پراکنده شماره 36 ز مهرش مبادا تهی ایچ دل ز فرمانش خالی مباد ایچ مرج
رودکی ابیات پراکنده شماره 35 بودنت در خاک باشد، یافتی هم چنان کز خاک بود انبودنت
رودکی ابیات پراکنده شماره 34 چه گر من همیشه ستا گوی باشم ستایم نباشد نکو جز به نامت