ماهی دیدی کجا کبودر گیرد؟
رودکی ابیات پراکنده شماره 57 ماهی دیدی کجا کبودر گیرد؟ تیغت ماهیست، دشمنانت کبودر
رودکی ابیات پراکنده شماره 57 ماهی دیدی کجا کبودر گیرد؟ تیغت ماهیست، دشمنانت کبودر
رودکی ابیات پراکنده شماره 56 برو، ز تجربه ی روزگار بهره بگیر که بهر دفع حوادث ترا به کار آید
رودکی ابیات پراکنده شماره 55 ماغ در آبگیر گشته روان راست چون کشتییست قیراندود
رودکی ابیات پراکنده شماره 54 هر آن کریم که فرزند او بلاده بود شگفت باشد کو از گناه ساده بود
رودکی ابیات پراکنده شماره 53 بدان مرغک مانم که همی دوش بزار از بر شاخک همی فنود
رودکی ابیات پراکنده شماره 52 ستاخی برآمد از بر شاخ درخت عود ستاخی ز مشک و شاخ ز عنبر، درخت عود
رودکی ابیات پراکنده شماره 51 چرخ چنینست و بدین ره رود لیک ز هر نیک و ز هر بد نوند
رودکی ابیات پراکنده شماره 50 هر دم که مرا گرفته خاموش پیچیده به عافیت چو فرغند
رودکی ابیات پراکنده شماره 49 دل از دنیا بردار و به خانه بنشین پست فرا بند در خانه به فلج و بپژاوند
رودکی ابیات پراکنده شماره 48 یافتی چون که مال غره مشو چون تو بس دید و بیند این دیرند
رودکی ابیات پراکنده شماره 47 ای جان همه عالم در جان تو پیوند مکروه تو ما را منما یاد خداوند