ابیات پراکنده رودکی
در عمل تا دیر بازی و درازی ممکنست
رودکی ابیات پراکنده شماره 68 در عمل تا دیر بازی و درازی ممکنست چون عمل بادا ترا عمر دراز و دیر باز
به حق آن خم زلف ، بسان منقار باز
رودکی ابیات پراکنده شماره 67 به حق آن خم زلف ، بسان منقار باز به حق آن روی خوب، کز گرفتی براز
چون لطیف آید به گاه نوبهار
رودکی ابیات پراکنده شماره 66 چون لطیف آید به گاه نوبهار بانگ رود و بانگ کبک و بانگ تز
علم ابر و تندر بود کوس او
رودکی ابیات پراکنده شماره 65 علم ابر و تندر بود کوس او کمان آدنیده شود ژاله تیر
فاخته بر سرو شاهرود بر آورد
رودکی ابیات پراکنده شماره 64 فاخته بر سرو شاهرود بر آورد زخمه فرو هشت زندواف به طنبور
چنان بار برآورد به خویشتن
رودکی ابیات پراکنده شماره 63 چنان بار برآورد به خویشتن که من گویم: خوردست سوسمار
گزیده چهار توست، بدو در جهانهان
رودکی ابیات پراکنده شماره 62 گزیده چهار توست، بدو در جهانهان همارا به آخشیج، همارا به کارزار
تا زندهام مرا نیست جز مدح تو دگر کار
رودکی ابیات پراکنده شماره 61 تا زندهام مرا نیست جز مدح تو دگر کار کشت و درودم اینست، خرمن همین و شد کار
اگر من زونجت نخوردم گهی
رودکی ابیات پراکنده شماره 59 اگر من زونجت نخوردم گهی تو اکنون بیا و زونجم بخور
با درفش کاویان و طاقدیس
رودکی ابیات پراکنده شماره 58 با درفش کاویان و طاقدیس زر مشت افشار و شاهانه کمر



