نسیم باد صبا چون ز بوستان آید
خواجوی کرمانی – غزل شماره 455 نسیم باد صبا چون ز بوستان آید مرا ز نکهت او بوی دوستان آید برون دود ز ره دیده اشک گرم روم ز بس که از دل پر خون من به جان آید قلم چه شرح دهد زانک داستان فراق نه ممکن است که یک شمه در بیان آید … ادامه



