بایگانی‌های خواجوی کرمانی - صفحه 16 از 136 - ادبستان شعر پارسی

این صفّه کز صفار خورنق نمونه ایست

خواجوی کرمانی – قطعه شماره 10 فی صِفة صَفة الملک الاعظم ابراهیم الابرقوهی این صفّه کز صفار خورنق نمونه ایست گویی که جفت طاق سپهر معظّم است چون هست بانیش ابراهیم ازان قبل مانند کعبه قبله ی اولاد آدم است پیوسته قطب دولت و دین را قرار باد بر صدر او که نقطه ی پرگار … ادامه

ایا سپهر معالی که پرتو طبعت

خواجوی کرمانی – قطعه شماره 9 فی الاستفتا ایا سپهر معالی که پرتو طبعت چراغ گوشه نشینان عالم بالاست درین حدیث چه گویی که نیّر اعظم که شاه قبّه ی این هفت طارم خضراست دگر سپهر نوردی که بر حدیقه ی چرخ مثال زورق سیمین میانه ی دریاست ز راه لطف بفرما که این دو … ادامه

زهی رفیع جنابی که چون بیوت عناکب

خواجوی کرمانی – قطعه شماره 8 فی الاستیهاب و طلب الجایزه زهی رفیع جنابی که چون بیوت عناکب سپهر بر در ایوان رفعت تو تنیدست هیاکل ملکی صورت و وجود تو معنی معاقد فلکی قفل و خاطر تو کلیدست از آن محیط به نزد تو آب روی ندارد که قطره ای ست که از ابر … ادامه

زهی ز چرخ برین برده در بلندی آب

خواجوی کرمانی – قطعه شماره 7 زهی ز چرخ برین برده در بلندی آب نشانده رفعت تو باد بادگیر سحاب به یاد باده گساران مجلست خورشید به بزمگاه افق نوش کرده جام شراب ز شوق پرده سرایان ساحتت ناهید به پرده های فلک در فکنده بانگ رباب مقیم بر در و دیوار عیش خانه ی … ادامه

ای که رای تو در سیاهی شب

خواجوی کرمانی – قطعه شماره 6 و له أیضاً ای که رای تو در سیاهی شب نایب شاه گنبد خضراست از ضمیرت چگونه می خیزد آب حیوان گر از سیاهی خاست آفتابی تو روشنت گفتم به سیاهی پس آرزوت چراست زان تو را ذره ای سیاهی نیست کآفتابی و در تو این پیداست می فرستادمت … ادامه

زبده ی دوران ملک مستنصر آن کز کبریا

خواجوی کرمانی – قطعه شماره 5 فی مدح الملک المعظم علاء الدین المستنصر القزوینی زبده ی دوران ملک مستنصر آن کز کبریا حضرت او را ملاذ آل الپ ارغون کنند شش جهت را مشتق از شش حرف اسمش می نهد زان سبب در رفعتش هفت آسمان مضمون کنند نزد کلک نقش بندش نام مانی گر … ادامه

ای ز ما مستغنی و امثال ما

خواجوی کرمانی – قطعه شماره 4 فی طلب الثوب ای ز ما مستغنی و امثال ما بر شما احوال ما پوشیده نیست ماجرای بنده اصغا کن از آنک بر شما این ماجرا پوشیده نیست بر تنم پوشیدنی این است و بس بنده را هیچ از شما پوشیده نیست  

زهی فرشته صفاتی که چرخ ذات تو را

خواجوی کرمانی – قطعه شماره 3 فی الشکایة من بعض الاکابر زهی فرشته صفاتی که چرخ ذات تو را برای تربیت ملک در جهان بگماشت کنون که دور زمان با کلاه داری خویش کلاه گوشه ی قدر تو بر فلک بفراشت مرا که داعی این دولتم فرو مگذار چنانکه گردش گیتی تو را فرو نگذاشت … ادامه

ای که گردون حسود جاه تو را

خواجوی کرمانی – قطعه شماره 2 کتب الی المرتضی الاعظم تاج الدولة و الدین الکاشی لتعویق جایزة ای که گردون حسود جاه تو را نه که خور هیچ خواب نیز نداد دل مجروح دردمندش را به جز از خون لعاب نیز نداد خواجه جوهر برون ز انعامم ره به عالیجناب نیز نداد من مخمور را … ادامه

ای رهروان بادیه پیمای چرخ را

خواجوی کرمانی – قطعه شماره 1 ای رهروان بادیه پیمای چرخ را رکن بساط مجلس اعلات مرحله قدر تو را که دانه و دام از معالیست طاووس گلشن فلک افتاده در تله خیاط چرخ ساخته از جرم ماه و مهر درّاعه جلال و ترا گوی و انگله تا خاک آستان تو را گشت مشتری بالا … ادامه

الا ای لعبت قدسی بیار آن راح ریحانی

خواجوی کرمانی – قصیده شماره 61 فی مدح المولی الاعظم خلاصة العترة النبویه زبدة آل المصطفویه حمید الملة و الدین ادام الله برکة انفاسه الشریفه الا ای لعبت قدسی بیار آن راح ریحانی که با روح القدس ما را سماعی هست روحانی سبک رطل گران در ده سبک روحان مجلس را که از ساغر نباشد … ادامه

ای خط سبز تو را عنبر و ریحان بنده

خواجوی کرمانی – قصیده شماره 60 فی مدح الصاحب الاعظم الاعدل الاکرم مستخدم ارباب السیف و القلم رکن الحق و الدین عمید الملک ای خط سبز تو را عنبر و ریحان بنده درج یاقوت تو را لؤلؤ و مرجان بنده وی دلم چاه زنخدان تو را زندانی تو عزیزی و صدت یوسف کنعان بنده زنگی … ادامه